بچه ها هر کدام توی یک سن خاص با روش دستور معکوس دادن , حرف گوش کن ! می شوند.

شهاب الدین رو از چند ماه قبل به همین وسیله ترغیب به انجام کارها می کردم.مثلا : اصلا نیایی شام بخوری ها / این لباس رو نپوش / حق نداری کتاب هات رو مرتب کنی , باید بذاری خراب بشن / باید  با ماشینت از روی اسباب بازیهات بری تا همه شون بشکنن و....

دو شب پیش بحث جدید ما بر سر خاموش کردن لامپ موقع خواب بالا گرفته بود.اصرار می کرد که لامپ باید روشن باشه و الا من نمی شابم :) وقتی دید اصرارش اثری نداره گفت :" مامان اگه جرات داری لامپ رو روشن کن . حق نداری بری لامپ رو روشن کنی "

با تموم شدن جمله ش همسر با صدای بلند شروع کردن به خندیدن که من تا اون موقع فکر می کردم از خستگی بیهوش شدن. من هم که دیگه ریسه می رفتم.کلی بوسیدمش و بهش فهموندم دیگه این مدل تربیت از ما گذشته مادر.