نشسته است کنارم و تند تند پشت سرم تکرار می کند و آنجا را که به برکت شرکت در هیأت ، حفظ اش شده با من همراهی می کند.

می رسیم به آرزوی  دیرینه ام*

پسرم می خواند ؛

بأبی أنتَ و أُمی.....

.

.

* آرزو