مهربان تر از مادر

وقتی روی تخت خواباندیمت تا دکتر پوست بتواند جوش های روی کمرت را فریز کند ؛ فریاد و بی قراری هایت شروع شد! از هر چه که به درمان و دکتر مربوط باشد حسابی ترسیده ای .عزیزم تو جیغ می کشیدی و من اشک می ریختم ، دلم داشت از جا کنده می شد ولی چاره ای نداشتم ، تو باید درمان می شدی و راه دیگری جز این نبود . آنقدر حالم بد شد که بعد از اتمام کار دکتر اول مرا سپرد به بابایت تا دستم را بگیرد و بنشاند روی صندلی ، بس که از رنگ و رو افتاده بودم و غصه خورده بودم.ولی تو باز هم فقط مرا می خواستی ، منی که دائم در حین کار دکتر التماسم می کردی و از من کمک می خواستی ، منی که شده بودم پناه لحظاتی که به اجبار زیر دست طبیب بودی و دست های مرا محکم گرفته بودی و از اشک هایت تخت خیس ِ خیس شده بود....ولی من در حالی که می خواستم برای اشک هایت بمیرم و تمام دردت را به جان بخرم ؛ فقط آرامت می کردم و اطمینان می دادم که ؛ الآن تمام می شود! بعد از انجام کار ، نشستی توی بغلم ، در حالی که نفس نفس می زدی و حال من بهتر از تو نبود .همه بیشتر نگران من شده بودند تا تو ، و من دلم برای ضربان تند قلب کوچک تو کباب بود.....

عزیز دلم

اگر روزی توی مشکلات افتادی به جایی جز دامان پر مهر خودش پناه مبر و دستت را برای اطمینان و قوت قلب جز در دستان خودش در دست دیگری مگذار... دست هایش را محکم بگیر و از آغوش حکمتش بیرون نرو....حتما دارد مداوایت می کند!

 

/ 6 نظر / 27 بازدید

مگه فريز کردنِ جوش درد داره؟ يعني از درد گريه مي کرد يا از اضطراب؟ چقدر سخت! واقعا اي مهربان تر از مادر بهترين عبارتي است که بعد از خواندن اين مطلب روي لب آدم مي آيد.

مهدی

سلام بسیار زیبا و دلنشین. این محبت مادرانه چقدر دلنشین و زیباست. الهیست. و وقتی محکم بودن از با آن همراه می شود، دیگر از درک من خارج می شود. اینکه شما، اینگونه حالتان خراب می شود و رنگ از رخ برون، و از طرفی فرزندانتان را فدایی می خوانید. امیدوارم که خواستتان، به لطف خدا عملی شود. خدا راهنمای همه باشد، بخاطر آن اشکهایی می تواند بسیار زیباتر و باشد خدا ذره ای از مهربانیش را به مادر عنایت فرموده. بصیرمان گردان.

موفقیت در کمین شماست

امروز گامی برای موفقیت برداشته اید؟ مجموعه ی آموزشی سریع خوانی همراه با نرم افزار ارائه شده توسط استاد بزرگ کتاب خوانی جهان مجموعه ی 7 راز بزرگ انگیزه مجموعه ی آموزشی استفاده از قدرت حافظه مجموعه ی آموزشی استفاده بهینه از شرایط بد و بدشانسی ها مجموعه ی آموزشی تفکر تحول برانگیز مجموعه ی آموزشی تمرکز جادویی مجموعه ی آموزشی راه های اجرایی کسب ثروت مجموعه ی آموزشی مثبت اندیشی و اعتماد به نفس مجموعه ی آموزشی پیروزی در تعاملات روزانه بسته ی آموزشی نکات طلایی برای موفقیت دانشجویان بسته ی آموزشی نکات طلایی در صحبت کردن با کودکان زود دیر می شود 576959578

زینب سادات

یاد اون شبی افتادم که برای بخیه ی پای یوسف رفتیم بیمارستان. اون گریه می کرد و التماس می کرد که بگم دیگه تموم بشه من داشتم از ضعف می خوردم زمین!