ایش!!

هو الرزاق

شهاب الدین ٢٣ ماهه شده و کم کم داره دایره لغاتش رو از همون دو سه تا کلمه ای که بلد بود ، بیشتر می کنه.

فوق العاده و ناباورانه شیطون شده و وقتی به مامانم و خواهرام و یا به عزیز و عمه هاش می گم که خیلی شیطون شده ، باور نمی کنن و توی ذهنشون پسرک مو طلایی و آرومه پارسال رو تصور می کنن.اما خوب چیزی نمونده تا با چشم هاشون ببینن این اعجوبه ی آتیش پاره رو.البته من که کیف می کنم از بازی های پسرونه و جذابیت شیطنت پسرها منم به وجد میاره.عصر همین روز گذشته به خاطر خارج کردن شهاب الدین از فضای "ایش" با داداشش که خیلی هم قشنگ صداش می کنه ، بازی " ما گلیم ما سنبلیم" بازی کردیم و وقتی برای باز و بسته شدن گلها ، دست هامون رو به هم نزدیک می کردیم ، اینقدر ذوق می کرد که خودش رو به پای من می چسبوند.و وقتی بابا هم به جمع ما اضافه شد با صدای بلند جیغ می کشید و یجور حیای بامزه از خودش برزو می داد!!که مثلا از بودن بابا در کنارمون هم ذوق داره و هم تعجب کرده و هم خجالت می کشه.(ببخشید که به هیچ صورتی نمی تونید تصورش کنید)

بازی مورد علاقش ماشین بازیه و سر و کله زدن با داداش!

خوراکی مورد علاقش بستی ( پسر خلفه خودمه!)

شادی هر روزش اومدن بابا از اداره که با جیغ و فریاد اعلامش می کنه .

انسان مورد علاقش نی نی.(دختر باشه ، پسر باشه ، سیاه باشه ، سفید باشه ،هر چی باشه ، هر مدلی باشه، فقط نی نی باشه)

برنامه تلویزیونی مورد علاقش عمو پورنگ و رنگین کمان.یه کمی هم خاله شادونه (برای اینکه افسرده نشه)

لالایی مورد علاقش لی لی حوضک ، علی کوچولو این مرد کوچک!

کار مورد علاقش سلمونی.....یعنی راستش رو بخواهید ایشون عاشق ریش هستند و دائم از باباشون می خوان که براش ریش بخرن!   همین علاقه مفرط به ریش باعث شده که ناخودآگاه عاشق ریش تراش و وسایل سلمونی مردونه هم بشن.حالا خوبیه قضیه اینجاست که ما یک ریش تراش موزر قدیمی داریم که شده اسباب بازی ایشون.و وقتی تصمیم می گیره ریش هاش رو کوتاه کنه، به سبک بابا ؛ چند تا روزنامه رو از کنار کیف بابا بر می داره و پهن می کنه روی زمین، بعد ریش تراش رو به برق می زنه و هی اون رو می کشه روی پوست صورتش.البته ما هم برای اینکه موهاش رو به جای ریش پرپشتش کوتاه نکنه درپوش موزر رو بهش چسبوندیم و خیالمون راحته.واینقدر این کار رو با حوصله و قشنگ ، اونهم با نگاه کردن توی آینه و خیلی جدی انجام می ده که ما هر بار کلی ذوق می کنیم. 

و اما "ایش" به دو معناست.: اول " شیر" اعم از خوراکی و غیره ، دوم "ریش"

حالا هم دو روزه که بچم یه غصه بزرگ داره و مامانش بیشتر از اون.خیلی سخته جدا کردن بچه از مادر به این نحو.یه جایی خوندم از شیر گرفتن بچه مثل ترک سیگاره،....ببخشید بدترین مواد مخدری که ترکش سخته چیه؟هر چی فکر می کنم مثالی برای مامان ها پیدا نمی کنم.که یه تیکه از وجودشون رو باید از خودشون دور کنن.....این روزها مثل یه پرنده نرم و مهربون...که از لونه  افتاده بیرون هی خودش رو بهم می چسبونه....دیگه زیاد ازم دور نمی شه....توی دلش چه خبره کوچولوی من؟نکنه فکر می کنه با از شیر گرفتن ، محبت من بهش کم می شه؟

یه پست برای همین موضوع نوشته بودم.اما دیدم همش آه و زاریه گذاشتم بمونه برای خودش شاید بعدها بخونه.(البته اگه دلم بیاد بدم بخونه)

 

"ای رزاق تو که رازق طفل صغیر بوده و هستی ، روزی طفل مرا حلال و پاکیزه و وسیع گردان "

/ 3 نظر / 29 بازدید
بشری

من هم هی به عکسش نگاه میکنم با همون موهای طلایی و اصلن نمیتونم تصور کنم شیطانی این پسرکت را . چه خوبه که مامانی مثل تو داره سخت منتظر دیدنش و دیدنت هستم عزیز دل [ماچ]

سوده ط

آخی عزیزم!واقعا اینقدر تکان دهنده و سخته؟خدا به خودت و گل پسرت صبوری بدهد.[ناراحت]

زینب سادات

هی داشتم فکر میکردم ایش به چه معنی بود .. فقط شیر یادم می یومد .. پس گفتی میشه : شیر و ریش یادم باشه من متولد سال 60 هستم